توهمات نادانی

اگر این منیتها از روی شکوفایی و کمال آدم باشد قضیه چیز دیگریست(هر چند آدم کمال یافته خود مبرا از سنت نمی داند و کمال خود را از احترام و پیروی از سنت می داند)ولی این جماعتی که من میبینم این طور از وجناتشان پیداست که بویی از کمال و پختگی در وجودشان نمی توان یافت و متاسفانه از روی جهل و نفسانیت خود را بزرگ شده می پندارند(انگار ملاک بزرگی فقط به سن شناسنامه است)نفس و خودخواهی چشمان او را بسته و مجال فکر کردن به او نمی دهد ولی می گوید من می بینم و فکر می کنم !خود را مدرن می داند!می گویم مدرنیت چیست؟تعریف غربیها را می گوید(از چند کیلو کتاب ترجمه ای که خوانده و از چند کیلو لیسانس و دکترایی که گرفته سخن می گوید) و اونو سعادت میدونه(اعتراف می کنم که اگه قرار مدرنیت را غرب تعریف کند و همه دنیا را با ادیان و ارزشها و فرهنگهای متفاوت محکوم به تبعیت از آن کند,من افتخار میکنم که از این بابت کاملا متحجرم!)اصل کلمه سنت در زبان عربی از واژه سنه می آید وقتی که سر نیزه در مقابل نور خورشید می درخشید ونیزه نو و تیز می بود می گفتند سنه یعنی سنت مساویست با تازگی.زمانی حرف شما جلا دارد که حرفتان با استناد سنت باشد در غیر این صورت حرف شما متحجرانه است.برای مثال:در اعراب جاهلی قبل اسلام مردم نیمه برهنه می گشتند و پوششی در کار نبود اما اسلام آمد با حرفی تازه و پوشش را ارائه داد حال نمی دانیم که چرا برخی زنان و مردان,بازگشت به عهد اعراب جاهلی و پوشش همانند آنها را مساوی با مدرن بودند می دانند؟ به نظر شما کدام جاهل ترند اعراب قبل از اسلام که حجت بر آنها تمام نشده بود یا جاهلان امروز که حجت بر آنها تمام است؟
ردپای این جاهلیت مدرن را میشود در مسئله ازدواج هم جست؟پشت کردن به سنتها در آشنایی با هم,معیارهای غلط,ظاهر انگاری,خواستگاری های غلط,لجاجتها با خانواده و کر و کور شدن و ... اخیرا دیدین برخی از جونها هی میگن من من من خودم خودم مستقلم  استقلال فکری دارم خودم انتخاب میکنم,من مدرنم,سنتی فکر نمیکنم...جوانانی که تا قبل ازدواج اینگونه خودخواه هستند و منیت می کنند چگونه می خواهند بعد از ازدواج(ما) شوند.
قبل ازدواج اینقدر خودخواهند حالا بعد ازدواج چطور می خواهند از خود بگذرند و ما شوند مگر این نیست که یکی از مهمترین فلسفه ی ازدواج تمرین گذشتن از خود و ما شدن است تا این تجربه ی زمینی مقدمه آن ما شدن الهی و تقرب به خدا باشد,اما برخی اینقدر نادانند که...اسیر در غل و زنجیر نفسند و غرق در جهالت...
البته نباید از کم کاری عده ای هم چشم پوشی کرد که سنت را درست معرفی نکرده اند و تنها به معرفی ظواهر آن پرداخته اند. در حالی که مهم, درک منطق پشت این سنتهاست که بالای 90درصد منطبق با شریعت بوده و با طبیعت انسانی و خانوادگی و اجتماعی مردم سازگاری دارد,سنت گریزی عده ای هم به همین خاطر است که برخی از ظواهر سنت را به جای حقیقت سنت به آنها نشان داده ایم
و آنها نتوانستند منطقش را درک کنند البته باید برخی از عرفهای غلط را از سنت جدا کرد عرفهایی که دین با آن مخالف هست.
ولی در مجموع بالای 90درصد سنت ما درست بوده و راه درست و سعادت واقعی را به ما نشان می دهد.

(کمی برای خودمان دلسوزی کنیم و دست از جهالت و اطاعت از نفس برداریم)

یاحق!

  

/ 3 نظر / 10 بازدید
علی

من فکر می کنم کسی که سالها در بستری زیسته که یک ارزش در آن حاکم بوده مخالفت با اون ارزش براش کار سختیه مثل دوران جاهلیت به خودت نگاه نکن سنت برات مقدسه....

سام وان

سلام آقا رضا سنت و مدرنیته هر دو مزایا و معایبی دارند که باید به دور از هر تعصبی نگاه کنی که ببینی اون وقت پا به پای هم آدمو به جلو می برن :) موفق باشی(م) به ما هم سر بزن

علی

من مطلق گفتم .در اصل منظورم همین بود که اگر کسی در بستری ارزشی بزرگ شده ویا عکس سخته که اون رو زیر سوال ببره . در ضمن سنت و مدرنیته بایست دقیق با تمام معیارهاش شناخته بشوند بعدا می شه گفت کی خوبه کی بده یا هر دو خوبند یا بد .