استراق سمع شیطان

 جواب: در آیات 17ـ 18 سوره «حجر» مى خوانیم: «ما این آسمان را از هر شیطان رجیم و شوم و ملعون محفوظ داشته ایم» (وَ حَفِظْناها مِنْ کُلِّ شَیْطان رَجِیم).سپس مى فرماید: «مگر آن شیطان هائى که هوس «استراق سمع» (و خبرگیرى دزدکى) کنند، که شهاب آشکار آنها را تعقیب مى کند و به عقب مى راند» (إِلاّ مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِینٌ).در جواب سؤال فوق مقدمتاً باید به چند نکته توجه کنیم:
1 ـ کلمه «سماء» (آسمان) در بسیارى از آیات قرآن، به معنى همین آسمان مادى است، در حالى که، در بعضى دیگر از آیات قطعاً به معنى آسمان معنوى و مقام بالا است.مثلاً در آیه 40 سوره «اعراف» مى خوانیم:
إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْها لاتُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ: «آنها که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبر ورزیدند درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى شود».ممکن است منظور از «آسمان» در اینجا کنایه از مقام قرب خدا بوده باشد همان گونه که در آیه 10 سوره «فاطر» مى خوانیم: إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ یَرْفَعُهُ: «سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى روند و عمل صالح را ترفیع مى دهد».روشن است: اعمال صالح و سخنان پاکیزه چیزى نیستند که به سوى این آسمان بالا روند، بلکه به سوى مقام قرب خدا پیش مى روند و عظمت و رفعت معنوى مى یابند.اصولاً، تعبیر به «أَنْزَلَ» و «نَزَّلَ» در مورد آیات قرآن به روشنى این معنى را مى رساند، که منظور: «نزول» و فرود آمدن از مقام قدس پروردگار بر قلب پیامبر(صلى الله علیه وآله) است.در تفسیر آیه 24 سوره «ابراهیم»: «أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَة طَیِّبَة أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ» مى خوانیم: این درخت پاکیزه که خداوند آن را به عنوان مثال بیان کرده، پیامبر ریشه آن است، و على(علیه السلام)شاخه آن (همان شاخه اى که سر بر آسمان کشیده) و امامان شاخه هاى کوچکترند.مخصوصاً، در یکى از آن احادیث مى خوانیم: کَذلِکَ الْکافِرُونَ لاتَصْعَدُ أَعْمالُهُمْ اِلَى السَّماءِ: «همین گونه هستند کافران، اعمال آنها به آسمان بالا نمى رود».روشن است: آسمان، در این گونه احادیث، اشاره به این آسمان حسى نیست و از اینجا نتیجه مى گیریم: آسمان، هم در مفهوم مادى آن استعمال مى شود و هم در مفهوم معنوى آن.
2 ـ «نجوم» (ستارگان) نیز یک مفهوم مادى دارد که همین ستارگانى هستند که در آسمان دیده مى شوند، و یک مفهوم معنوى که اشاره به دانشمندان و شخصیتهائى است که روشنى بخش جوامع انسانى هستند، و همان گونه که مردم راه خود را در شبهاى تاریک در بیابان ها و بر صفحه اقیانوس ها به وسیله ستارگان پیدا مى کنند، توده هاى جمعیت در اجتماعات انسانى نیز راه زندگى و سعادت و حیات را به کمک این دانشمندان و رهبران آگاه، و با ایمان مى یابند.حدیث معروفى که از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل شده:
مَثَلُ أَصْحابِى فِیْکُمْ کَمَثَلِ النُّجُومِ بِأَیِّها أُخِذَ اهْتُدِىَ...: «یاران من همچون ستارگانند که به هر کدام اقتدا شود مایه هدایت است» نیز اشاره به همین معنى مى کند.در تفسیر «على بن ابراهیم» در ذیل آیه: وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِى ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ: «او کسى است که ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاریکیهاى خشکى و دریا به وسیله آنها هدایت شوید»(1) چنین نقل شده که، امام فرمود: النُّجُومُ آلُ مُحَمَّد: «منظور از ستارگان خاندان پیامبرند».
3 ـ از روایات متعددى که در تفسیر آیات مورد بحث، وارد شده، استفاده مى شود: ممنوع شدن شیاطین از صعود به آسمانها و رانده شدنشان به وسیله نجوم هنگام تولد پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود، و از بعضى از آنها استفاده مى شود: به هنگام تولد عیسى(علیه السلام) تا حدى ممنوع شدند، و پس از تولد پیامبر(صلى الله علیه وآله) به طور کامل ممنوع گشتند.از مجموعه آنچه گفتیم چنین مى توان حدس زد که «سماء» در اینجا به مفهوم معنوى اشاره مى کند و کنایه از آسمان حق و ایمان و معنویت است.شیاطین همواره در تلاشند تا به این محدوده راه یابند و از طریق انواع وسوسه ها در دل مؤمنان راستین و حامیان حق، نفوذ کنند.اما مردان الهى و رهبران راه حق، از پیامبران و امامان گرفته، تا دانشمندان متعهد، با امواج نیرومند علم و تقوایشان، بر آنها هجوم مى برند و آنان را از نزدیک شدن به این آسمان مى رانند.و در اینجا است که مى توان، رابطه و پیوندى میان تولد حضرت مسیح(علیه السلام)و از آن بالاتر تولد حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) و طرد این شیاطین از آسمان، پیدا کرد.و نیز اینجا است که مى توان، ارتباط میان صعود به آسمان، و آگاهى از اسرار را یافت; زیرا مى دانیم: در این آسمان مادى، اخبار خاصى وجود ندارد جز شگفتیهاى خلقت که حتى از روى زمین نیز، قابل مطالعه است.امروز، دیگر این مسأله قطعى شده است که این کرات آسمانى در این فضاى بیکران پخش شده اند، قسمتى از آنها کرات مرده اى هستند، و بعضى زنده اند، و ساکنانى دارند، ولى شاید زندگى آنها با ما تفاوت بسیار داشته باشد.این موضوع، نیز بسیار قابل ملاحظه است که: پیدایش شهاب، تنها در جوّ زمین است ـ که بر اثر برخورد قطعات سنگ به هواى اطراف زمین و شعلهور شدن آنها پیدا مى شود ـ و الا در بیرون جوّ زمین، شهابى وجود ندارد البته در بیرون جوّ زمین سنگهاى سرگردانى در حرکتند ولى به آنها شهاب گفته نمى شود مگر زمانى که وارد جوّ زمین گردد و داغ و شعلهور شود، و در برابر چشم انسان به صورت خط آتشى نمایان گردد، به گونه اى که تصور مى شود ستاره اى است در حال حرکت. و این را نیز مى دانیم که: انسان امروز، بارها از این جوّ زمین به خارج عبور کرده، و بسیار از آن فراتر رفته، و تا کره ماه رسیده است ـ توجه داشته باشید جوّ زمین، صد، الى دویست کیلومتر بیشتر نیست، در حالى که کره ماه بیش از سیصد هزار کیلومتر با ما فاصله دارد ـ .بنابراین اگر منظور، همین شهاب مادى و آسمان مادى باشد، باید پذیرفت که این منطقه براى دانشمندان بشر کشف شده، و مطلب اسرار آمیزى در آن وجود ندارد.کوتاه سخن این که: با قرائن و شواهد فراوانى که ذکر کردیم، به نظر مى رسد: منظور از «آسمان»، آسمان حق و حقیقت است، و شیاطین همان وسوسه گران هستند که مى کوشند به این آسمان راه یابند و استراق سمع کنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب یعنى رهبران الهى و دانشمندان با امواج نیرومند قلمشان آنها را به عقب مى رانند و طرد مى کنند.ولى قرآن، دریاى بیکران است و ممکن است دانشمندان آینده در زمینه این آیات، به حقایق تازه اى دست یابند که امروز به آن دست نیافته ایم.(2)


1 ـ انعام، آیه 97.

2. تفسیر نمونه، جلد 11، صفحه 62.
 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید