لولوی بحرینی

 

 یا حبیب الباکین
باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است

ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است

(دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است )

با شماییم که خود را خبری می دانید

و زمین را همه ارث پدری می دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید

فخر کردید که هم کاسهء نمرود شدید

گرد باد آتش صحراست بترسید از آن

آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان! بترسید که دریا به خروش آمده است

خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می آید

دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید

سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید

آسمان غرق ابابیل شود می فهمید

پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک

ذولفقاری زنیام آمده بیرون اینک

هان!بخوانید که خاقانی از این خط گفته است

شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است

هان بترسید که طوفان طبس در راه است

یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم

روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است

یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
(سید حمیدرضا برقعی)

... نشسته بر ساحل مرج البحرین، عقیق سرخ یمن می‌بارند

 

(بسم الله الرحمن الرحیم
 
قرنهایی است
تا نسیم آه اویس قرن
از یمن
فریاد می دارد
یا محمدا
قرنهایی است
تا لؤلؤ بحرین
می چکد از چشم زنان سوگوار رودها
رود رود رود
بطحای خونین
قرنهایی است
تا سرگذشت تلخ این قوم
تکرار ثقیفه ایست
از ظهر صفین
تا عصر عاشورا
به مویه
بر بدن چاک چاک رسول الله
 یا محمدا
زیتون زارهای لبنان و فلسطین 
نخلهای عراق
دخترانی دلبر از دست داده اند
نشسته بر ساحل مرج البحرین
عقیق سرخ یمن می بارند
ویلی ویلی ویلی
 دورافتاده ای از یتیمانت
یا فارس الحجاز
اینجا
سرزمین عرب است
در جاهلیت مدرن
زنده به گور می کنند
دختران آرزوهای ما را
ناله های سمیح القاسم[1]
شکوه های محمود درویش[2]
صدای یار یار نزارقبانی است[3]
پیچیده در کلمات شعر من
«آه بلقیس
تو را از پا در آوردند
این  کدام امت عرب است
که صدای قناری را از پا می اندازد؟»[4]
اینان چه حاکمانی اند ما را
لیبی را شرحه شرحه
یمن را خاک و خون
بحرین را ابوغریبی بزرگ
آه بحرین بی دفاع
شهدایت را به خاک بسپار و برخیز[5]
من عرب را رسوا خواهم کرد...
من
خطابه های توفیق زیاد فلسطینم[6]
فریاد البیاتی عاشق[7]
«اگر اصحاب کهف
در انتظار معجزه خوابیدند
من به انتظار معجزه
به حرکت و افروختن آتشها ادامه دادم...»[8]
های
نوکران تاریخی شیطان
سپاسگذاریم
برای هر مسلسل
که کتف جوانان را سوراخ سوراخ کرد
سپاسگذاریم
برای خون اطفالمان
که شراب شمایان شد
در رقص شمشیرهای جاهلی
حاکمان رسوای عرب
رسوایتان خواهم ساخت
به آوای ابو سلمی[9]
کاش در وجود نبودید[10]
ای خوکهای نفت و چربی
کفتارهای نشسته بر مزار رسول خدا
جناب شیخ صخره آل بته
و ای مفلوک لات
که ملک می خواندی خودت را
عبد ابلیس
سر برون کنید
از حرمسراها
از آخورهای نفت و شراب
بشنوید
صدای پاهای منظمی است
همچون آوای قطرات باران
سپاهی می آید
سپاه باران
باران شکست ناپذیر
از ایران اسلام
از عراق علی
از لبنان حسین
از یمن حسن
 لشگر اسلام است
شورش مستضعفان صالح
بشنوید
جبرئیل امین است
به استقبالشان
ان الارض یرثها عبادی الصالحون[11]
جاروکشان بتخانه شیطان بنی صیون
بشنوید
از افریقیه و حجاز
آواز سپاه محمد را
استخوانهایتان را خرد می کند این سیل
تا به اربابانتان برسد
ابتدای نبرد نهایی است
پرچمهای سیاه و سرخ برافراشته شده اند
ای غولهای بیابانهای نجد
پایانتان رسیده
ای اولاد جهالت و بردگی
امت واحده از شرق به پا خاسته[12]
 بشنوید...
پژواک فریاد روح الله ابن محمد را
خمینی بت شکن
از حنجره خونین اسماعیل ها
بکشید ما را
امت ما زنده تر می شود
بکشید ای آل خلیفه
فرزندان بی سلاح قتال العرب[13] را
بکشید ما را
نزدیک است
روز سگ کشی ما
صبر کنید
ای خواهران خون جگر شده
ای برادران زخم خورده ام
یا شعب الاسلام
گوش بسپارید
آوای آسمانی علی را
سوار بر اسب انتقام
«الا فالحذر الحذر
من طاعة ساداتکم و کبرائکم
الذین تکبرو عن حسبهم
و ترفعوا فوق نسبهم
والقوا الهجینة علی ربهم
و جاحدوا الله علی ما صنع بهم
مکابرة لقضائه
و مغالبة لالائه
فانهم قوائد اساس العصبیه
و دعائم ارکان الفتنه
و سیوف اعتزاء الجاهلیه»[14]
خوب نگاه کن
های زرقای یمامه[15]
که حلول کردی در شعر من
و بگو
رویت ما رأیت...رأیت ما زویت[16]
تک سواری
می رسد از راه
با عمامه رسول الله
ذوالفقار حیدر
یا محمدا
 
(شعر کاظم رستمی )---------------------------------------------------- 

[1] -شاعر فلسطینی معاصر
[2] -شاعر فلسطینی معاصر که یکی از مشهورترین شاعران مقاومت به شمار می آید
[3] -شاعر شهیر سوری الاصل که او را بزرگترین عاشقانه سرای جهان عرب خوانده اند
[4] -از شعر بلند"بلفیس" که نزار در سوگ"بلقیس" همسر عراقی تبارش که در انفجار سفارت عراق در بیروت کشته شد سروده است(از ترجمه موسی بیدج)
[5] -برگرفته از نام کتاب شاعر فلسطینی توفیق زیاد
[6] -شاعر مقاومت فلسطینی که بسیاری از شعرهایش به عنوان سرود مقاومت بر زبان فلسطینیان جاری بوده(مردگانتان را به خاک بسپارید و برخیزید"موسی بیدج")
[7] -شاعر مطرح عراقی که عشقی همچون گوته آلمانی به شعر و عرفان ایران داشت
[8] -گفتاری از عبدالوهاب البیاتی(ترانه های عاشق آواره"عبدالرضا رضایی نیا")
[9] -شاعر فلسطینی که سروده های تندی خطاب به حکام عرب دارد(فراتر از میراث خون"موسی بیدج")
[10] -سطری از ابوسلمی
[11] -قرآن مجید سوره انبیا آیه105
[12] -مصرعی از علی معلم دامغانی(امت واحده از شرق به پا خواهد خواست)
[13] -یکی از القابی که به حضرت حیدر کرار صلوات الله علیه داده بودند
[14] -بخشی از خطبه 192 امیرالمومنین علی ابن ابی طالب که گفته اند سوار بر اسب آن را ایراد فرمود(ترجمه نهج البلاغه-محمد دشتی- صفحه384)
آگاه باشید! زنهار زنهار! از پیروی و فرمانبری سران و بزرگانتان، آنان که به اصل و حسب خود می نازند، و خود را بالاتر از آنچه هستند می پندارند، و کارهای نادرست را به خدا نسبت می دهند، و نعمتهای گسترده پروردگار را انکار می کنند، تا با خواسته های پروردگاری مبارزه کنند، و نعمتهای او را نادیده انگارند. آنان شالوده تعصب جاهلی، و ستونهای فتنه، و شمشیرهای تفاخر جاهلیت هستند.
[15] - زنی کبود چشم بوده که در جزیرة العرب زندگی می کرده او با چشمان تیزبین خود فاصله ی سه روز راه را به چشم می دیده است در شعر معاصر عرب، منظور از زرقای یمامه ملت عرب است.(گفتگوی تندر و آذرخش-موسی بیدج-)
[16] -عبدالوهاب البیاتی

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
میترا

شعر اولی خیلی قشنگ بود مرسی که این پست رو گذاشتی