رویا

بچه که بودم همیشه خواب می دیدم که از کنار درخت پرتقال گوشه ی حیاط دو گام روبه آسمان بر می داشتم و  بعدش پرواز می کردم واقعی واقعی,
توی رویا پرواز می کردم,هنوزم این رویا با من هست,جرائت ندارم بی خیالش بشم,
اون موقع فکر می کردم باید بزرگ بشم تا عملی بشه ,حالا می بینم نمی تونم ,می گم توی بچگی میشد...هنوز صحنه پرواز تو ذهنم هست.

شاید یه روز به همین راحتی رفتیم به آسمان.

/ 3 نظر / 8 بازدید
وبلاگ سیتی

سلام خسته نباشید. وبلاگ سیتی - اولین سایت و انجمن تخصصی وبلاگ نویسان ایران به دنبال جذب مدیرانی فعال در انجمن های خود میباشد. جهت به اشتراک گذاشتن مطالب خود ، ارتباط با میلیون ها وبلاگ نویس ایرانی در سراسر جهان و همچنین در صورت توانائی مدیریت در سایت و انجمن ها در سایت عضو شوید. منتظرتونیم.

محمد

داش رضا فکرنکن بزرگ شدی هنوزم تو بچگی هستی چون بهش فکر میکنی.

علی

بچگی دورانی بود که برای بالا رفتن نیازی به نردبان و بال و پله نداشت . آدم که جسمش بزرگ میشه دو دو تا چهار تاش هم زیاد میشه اینجوری برای بالا رفتن نیاز به پله داره.